محمد موسوى بجنوردى
26
مقالات اصولى ( فارسى )
از بستن دروغ به معصوم ( ع ) مىباشد . اگر خبر واحد حجت نباشد ، چرا از دروغ بستن بر معصوم ابراز نگرانى مىشود ؟ در واقع ، اين نگرانى و تأكيد ازآنروست كه خلافى نقل نشود تا مردم به آنها ترتيب اثر بدهند . ج . اجماع . اجماع علماى اماميه نيز بر اين است كه خبر واحد ، چنانچه مخبر آن از شيعه و قائل به امامت باشد ، حجت است . شيخ - الطائفه محمد بن الحسن الطوسى ( ره ) و مجلسى و جمعى ديگر از بزرگان در خصوص حجيت خبر واحد ادعاى اجماع كردهاند . در مقابل ، دستهاى ديگر گفتهاند كه خبر واحد حجت نيست ، و در رأس آنها سيد مرتضى ( ره ) است كه استنكار كرده و آن را مثل قياس دانسته است ، كه به اجماع اماميه باطل است . ابن ادريس نيز ، در كتاب « سرائر » ، به شيخ الطائفه ايراد مىگيرد - كه چرا ادعاى اجماع بر حجيت خبر واحد كرده است : « خبر - الواحد لا يوجب علما و لا يوجب عملا . » شيخ طبرسى ، صاحب « مجمع - البيان » ، نيز ادعاى اجماع بر عدم حجيت خبر واحد دارد . در اينجا ما در برابر دو اجماع از جانب دو دسته از بزرگان هستيم بر حجيت و عدم حجيت خبر واحد ، حال آنكه شيخ الطائفه و سيد مرتضى هر دو در يك عصر بودهاند و شيخ الطائفه شاگرد سيد مرتضى ( ره ) است . اما چطور شده است كه در خصوص يك مسئله دو ادعاى اجماع مقابل وجود دارد . به نظر مىرسد كه مىتوان جمع بين دو گفته را نمود ، به اين بيان : شيخ تصريح دارد كه خبر واحد ثقهاى كه راوى آن امامى باشد و موجب اطمينان به اين امر گردد كه خبر از پيامبر ( ص ) يا يكى از ائمه ( ع ) است حجت است . سيد مرتضى ( ره ) در مقام رد اين مطلب نيست ، بلكه در مقام رد عامه و اهل سنت و جماعت است ، زيرا مىبيند كه ايشان رواياتى از ابو هريره و افرادى ديگر دارند كه تقواى قولى نداشتهاند و روايات زيادى جعل كردهاند . وى مىخواهد به آنها بفرمايد كه خبر واحد شما حجت نيست و علم نمىآورد و موجب اطمينان و سكون نفس نيست و جازم و قاطع نمىباشد . نكتهء مهم اين است كه اگر به كتاب فتواى سيد مرتضى ( ره ) نظر كنيم ، مىبينيم كه خود ايشان به بسيارى از اخبار آحاد عمل كردهاند ، يعنى مبناى فتوايشان مدركى غير از اخبار آحاد نيست . در